درسنامه آموزشی تاریخ (3) دوازدهم ادبیات و علوم انسانی
درس 6: جنگ جهانی اول و ایران
جنگ جهانی اول (1914 - 1918م/ 1293 - 1297ش) که با عنوانهای جنگ بینالملل اول یا جنگ بزرگ نیز از آن یاد میشود، یکی از رویدادهای مهم تاریخ بشر به شمار میرود. این جنگ نقشی تعیینکننده در رخدادها و تحولات جهان در سدهٔ بیستم میلادی داشت. شما در این درس با مطالعهٔ زمینهها و علل این رویداد عظیم، تأثیرات و پیامدهای آن را در کشورهای مختلف جهان، به خصوص میهن عزیزمان ایران، بررسی و تحلیل خواهید کرد.
فعّالیت 1 (صفحهٔ 76 کتاب درسی)
بحث و گفتوگو
با راهنمایی دبیر، دربارۀ این موضوع با یکدیگر بحث و گفتوگو کنید: چرا با وجود سابقۀ طولانی جنگ میان جوامع و کشورها در طی تاریخ بشر، جنگی که در فاصلۀ سالهای 1914 تا 1918 م میان برخی کشورها رخ داد، به جنگ جهانی یا بینالملل معروف شد؟ برای دیدگاه خود دلیل بیاورید.
زیرا دامنهٔ این جنگ از قارهٔ اروپا فراتر رفت و به قارههای دیگر از جمله آسیا و منطقهٔ خاورمیانه هم کشیده شد. کشورهایی که وارد این جنگ شدند از چند قاره بودند؛ مثلاً ژاپن و امپراتوری عثمانی از قارهٔ آسیا و یا کشور ایلات متحدهٔ آمریکا از قارهٔ آمریکا.
زمینهها و علل جنگ جهانی اول
عمدهٔ تحولات تاریخ جهان، بهویژه اروپا، در قرن 19م متأثر از تأثیرات و پیامدهای انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب صنعتی بود. مهمترین این تحولات عبارتاند از: تداوم و گسترش رقابتهای استعماری، رشد اندیشهٔ ملیگرایی (ناسیونالیسم) و ظهور قدرتهای جدید.
الف) تداوم و گسترش استعمار
انقلاب صنعتی و تولید سلاحهای پیشرفته مانند توپ و کشتیهای جنگی، موجب گسترش استعمار در جهان شد. دولتهای استعمارگر اروپایی، بهویژه انگلستان و فرانسه، با گسترش مستعمرات خود در قارههای آسیا، آفریقا، آمریکا و اقیانوسیه با یکدیگر به رقابت و ستیز برخاستند.
روسیه نیز با وجود اینکه از نظر علمی و فرهنگی به مراتب از کشورهای اروپای مرکزی و غربی عقب ماندهتر بود، در قرن 19م قدرت نظامی خود را بهطور فوق العادهای تقویت کرد و نسبت به همسایگان جنوبی خود سیاست توسعه طلبانهای در پیش گرفت. ارتش روسیه در طول این قرن با هدف رسیدن به دریاهای گرم و آبراههای مهم، بارها به قلمرو امپراتوری عثمانی در شبه جزیرهٔ بالکان و حوزهٔ دریای سیاه و نیز سرزمینهای ایرانی در دو سوی دریای خزر یورش آورد و مناطق وسیعی را تسخیر و تصرف کرد.
در قارهٔ آمریکا، ایالات متحده در سدهٔ 19م به کشوری صنعتی و قدرتمند تبدیل شد و با بهرهگیری از توان نظامی و اقتصادی خود اقدام به نفوذ و مداخله در امور کشورهای آمریکای لاتین (آمریکای جنوبی) کرد.
مقاومت در برابر استعمار؛ مردم بسیاری از کشورهای مستعمره در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین (جنوبی) در قرن 19 و نیمهٔ اول قرن 20 م در برابر سلطهٔ استعمارگران بر سرزمینشان مقاومت کرده یا جنبشهای اعتراضی به راه انداختند. قیام مهدیون در سودان به رهبری مهدی سودانی در مقابل انگلیس، مبارزات مردم الجزایر به فرماندهی امیر عبدالقادر بر ضد ارتش فرانسه، اتحاد مسلمانان و هندوها بر ضد استعمار در هند و جنبش استقلال طلبانهٔ مردم آمریکای لاتین به رهبری سیمون بولیوار نمونههایی از مبارزه مردم در سرزمینهای مستعمره بود.
|
|
ب) رشد اندیشۀ ملیگرایی و ظهور قدرتهای جدید
در سدهٔ 19م، دو جریان فکری ملیگرایی و آزادیخواهی در بسیاری از سرزمینها و جوامع اروپایی پا گرفت و زمینهساز شکلگیری کشورها و دولتهای ملی جدیدی شد. تفکر ملیگرایی، مردمان و گروههای قومی را که تاریخ و فرهنگ و زبان مشترکی داشتند، برانگیخت تا با هم یکی شوند و زیر پرچم حکومتی یکپارچه و مستقل قرار گیرند. ایتالیاییها، آلمانیها، لهستانیها، صربها و مجارها از جملهٔ این اقوام بودند که تحت تأثیر اندیشهٔ ملیگرایی، برای تأسیس حکومت ملی به پا خاستند.
وحدت ایتالیا؛ تا حدود اواسط قرن 19م ایتالیا کشوری چندپاره بود که بر هر قسمت آن خاندانهای مختلف، پاپها و یا کشورهای همسایه (اتریش و فرانسه) حکومت میکردند. در نیمهٔ دوم این قرن، ملیگرایان ایتالیایی قیام کردند و با استفاده از رقابتی که میان اتریش و فرانسه وجود داشت، موفق شدند ایتالیا را متحد کنند و تحت حاکمیت حکومتِ ملی و مستقلی در آورند.
فعّالیت 2 (صفحهٔ 80 کتاب درسی)
بررسی نقشههای تاریخی
نقشۀ بالا را با نقشۀ سیاسی اروپا در سالهای 1915 - 1918 م، (صفحهٔ 83)، مقایسه کنید و تغییرات آن را بنویسید.
اتحاد آلمان؛ آلمانیها نیز همچون ایتالیاییها تا میانهٔ قرن 19م فاقد حکومت یکپارچه بودند و سرزمینهای آنان در اتحادیهٔ ضعیفی موسوم به اتحادیهٔ آلمانی در کنار هم قرار داشتند. در آن زمان، ملیگرایان آلمانی خواهان یگانگی تمام آلمانیها و تشکیل کشوری واحد بودند اما امپراتوری اتریش مجارستان که نفوذ فراوانی بر اتحادیهٔ آلمانی داشت، مخالف چنین وحدتی بود و شکلگیری آلمان متحد و نیرومند را تهدیدی برای خویش میدانست. ایالت پروس که یکی از بزرگترین و قدرتمندترین ایالتهای اتحادیهٔ آلمانی بود، پیشگام وحدت آلمان شد. ویلهلم یکم فرمانروای پروس به کمک صدراعظم خود بیسمارک، ملقب به مرد آهنین آن ایالت، سرزمینهای آلمانی را متحد و امپراتوری آلمان را تأسیس کرد (1871م). پروس برای رسیدن به این موفقیت بزرگ، با کشورهای دانمارک، اتریش - مجارستان و فرانسه جنگید و آنها را شکست داد.
|
|
امپراتوری آلمان به سرعت در مسیر پیشرفت و اقتدار گام نهاد. این امپراتوری با تأسیس و توسعهٔ مدارس و دانشگاهها، برپایی صنایع جدید و بسط شبکهٔ حمل و نقل و ارتباطات، خیلی زود به یکی از پیشروترین کشورهای اروپایی در زمینهٔ صنعت تبدیل شد. همزمان با توسعهٔ اقتصادی و صنعتی، قدرت نظامی آلمان نیز با شتاب فراوانی افزایش یافت؛ آلمانیها با ساخت تسلیحات مدرن بهویژه توپ، هواپیما، کشتی جنگی و زیردریایی، با انگلستان که در آن زمان قویترین نیروی دریایی را داشت، به رقابت برخاستند.
تشکیل اتحاد و اتفاق سهگانه؛ آلمان از یک سو با هدف مقابله با تهدیدهای خارجی بهویژه خطر حملهٔ فرانسه و از سوی دیگر برای پیشبرد سیاستهای توسعهطلبانهٔ خود در اروپا و فراسوی دریاها، با برخی از کشورها پیمان اتحاد سیاسی و نظامی منعقد کرد. نخست با امپراتوری اتریش - مجارستان پیمان اتحاد بست و سپس، ایتالیا را نیز وارد این پیمان کرد و اتحاد سهگانه (مثلث) را تشکیل داد (1882م). در مقابل، فرانسه برای خروج از انزوای سیاسی و پایان دادن به برتریجویی آلمان، نخست با روسیه و سپس با انگلستان پیمانهای جداگانهای منعقد کرد که آنها را دو به دو شریک و متحد سیاسی، نظامی و اقتصادی یکدیگر قرار میداد. مدتی بعد، انگلستان و روسیه نیز با بستن معاهدهٔ 1907م به اختلافات خود در ایران، افغانستان و تبت پایان دادند و اتفاق سهگانه (مثلث) را در برابر اتحاد سهگانه بهوجود آوردند. این پیمانها توازن قدرت جدیدی در اروپا بهوجود آورد. با این حال، تشدید رقابت و دشمنی میان دو طرف سرانجام به جنگ جهانی اول انجامید. مهمترین علل بروز این جنگ، اختلافات مرزی و دشمنی شدید آلمان و فرانسه، مسابقهٔ تسلیحاتی، رقابت بر سر مستعمرات و اقدام برای توسعهٔ نفوذ و دخالت در منطقهٔ شبهجزیرهٔ بالکان بود.
کاوش خارج از کلاس (صفحهٔ 83 کتاب درسی)
به چند گروه تقسیم شوید. در هر گروه، دربارۀ تأثیر یکی از مسائل زیر در بروز جنگ جهانی اول تحقیق کنید و گزارش نهایی آن را در کلاس ارائه کنید.
«اختلافات مرزی و دشمنی آلمان و فرانسه»؛ «رقابت آلمان با انگلستان بر سر مستعمرات»؛ «جنبشهای ملیگرایی در اروپای شرقی»؛ «دخالت قدرتهای بزرگ در شبهجزیرهٔ بالکان».
جنگ جهانی اول (1914-1918 م)
شروع جنگ
در پی قتل ولیعهد اتریش و همسرش بهدست یک صرب ملیگرا در شهر سارایوو مرکز بوسنی، اتریش به حکومت صربستان مستقل اعلان جنگ کرد. طولی نکشید که کشورهای عضو اتحاد مثلث با کشورهای اتفاق مثلث وارد جنگ شدند (اوت 1914/ تابستان 1293ش). اندکی بعد، امپراتوری عثمانی و بلغارستان به اتحاد مثلث و ژاپن، یونان، پرتغال، رومانی و برخی کشورهای دیگر به اتفاق مثلث پیوستند و دامنهٔ جنگ به سرعت از اروپا به آسیا و آفریقا کشیده شد. ایتالیا نیز در میانهٔ جنگ از اتحاد مثلث جدا شد و به اتفاق مثلث پیوست.
فعّالیت 3 (صفحهٔ 84 کتاب درسی)
فکر کنیم و پاسخ دهیم
به نظر شما، آیا قتل ولیعهد اتریش و همسرش علت اصلی جنگ بینالملل یا فقط بهانهای برای شروع آن بوده است؟
این حادثه فقط بهانهای برای آغاز جنگ بود. پیش از این واقعه تمام مقدمات جنگ فراهم شده بود. بین قدرتهای بزرگ صنعتی و نظامی رقابتهای شدیدی در جریان بودند و به دو دسته رقیب تقسیم شده بودند.
طرفهای جنگ امیدوار بودند خیلی زود به پیروزی برسند اما جنگ به مدت 4 سال در زمین و دریا و حتی هوا ادامه یافت. در جبههٔ شرقی، روسها به سرعت بسیج شدند و از سقوط و اشغال کشورشان توسط ارتش آلمان جلوگیری کردند. در جبههٔ غربی نیز فرانسویها با حمایت انگلیسیها و سایر دولتهای متفق مقاومت کردند و جنگ را به حالت فرسایشی در آوردند. جنگ در غرب آسیا (خاورمیانه) و برخی از مستعمرات نیز ادامه یافت.
|
|
انقلاب روسیه
همانطور که گفته شد، تزارهای روس از زمان پتر کبیر برای به چنگ آوردن مستعمرات، برنامههایی در جهت توسعه طلبی سیاسی و نظامی در پیش گرفتند که موجب شد روسیه وارد جنگهای متعددی در نقاط مختلف جهان شود. در حالی که بار اصلی این جنگها بر دوش مردم روسیه بود، ثروت حاصل از برنامههای استعماری تنها باعث عمیقتر شدن اختلاف طبقاتی در این کشور میشد. این شرایط موجب شکلگیری گروههای مخالف علیه تزارها شد تا جایی که حکومت روسیه مجبور شد در سال 1905م تن به اصلاحات بدهد.
اما برخی از گروههای مخالف که مارکسیست بودند این اصلاحات را کافی نمیدانستند و از حذف سرمایهداری خصوصی و درنتیجه مدیریت کارخانهها و زمینهای کشاورزی توسط کارگران و کشاورزان دفاع میکردند. در بین مارکسیستهای معترض، عدهای که به «بلشویکها» معروف بودند، میگفتند که انجام اصلاحات مورد نظرشان با استفاده از شیوههای مسالمت جویانه و ملایم امکانپذیر نیست و انقلابی بنیادافکن (که طی آن طبقه اشراف از قدرت برکنار میشدند) چاره کار است. جنگ جهانی اول این فرصت را در اختیار رهبران بلشویک (که در آن زمان در خارج از روسیه در تبعید بودند) قرار داد تا با استفاده از شرایط، به اهداف انقلابی خود برسند.
در سال 1917م تزار روسیه، پانزده میلیون نفر که بیشتر کارگران و کشاورزان بودند را برای مقابله با متحدین به جبهه جنگ فراخواند و این امر باعث بروز مشکل در تولید کالاهای مورد نیاز و در نتیجه بالا رفتن خشم عمومی و شورش علیه حکومت شد. درگیری داخلی در روسیه باعث ضعف این کشور در جبهه جنگ با متحدین میشد به همین دلیل دولت آلمان به تقویت معترضان پرداخت و به رهبران تبعیدی بلشویک کمک کرد تا به روسیه بازگردند و به این شورشها دامن بزنند.
بلشویک ها به رهبری «لِنین» توانستند با شعار «صلح، زمین، نان»، «تسلط کارگران بر تولید» و «همه قدرت از آنِ شوراها» شورشیان را با خود همراه کرده تا جایی که تزار را دستگیر و در نهایت کشتند. بلشویکها بر روسیه حاکم شدند و شیوه اداره حکومت را کمونیستی اعلام کردند. دولت جدید تلاش کرد تا اراضی کشاورزی را از دست مالکان و اربابان، خارج ساخته و اداره آنها را به شورای کشاورزان بسپارد. همچنین مالکیت کارخانهها، معادن و ماشینآلات صنعتی را از سرمایهداران به شورای کارگران هر کارخانه منتقل کند.
وقوع انقلاب در جبهه جنگ جهانی اول هم تأثیر گذاشت. لنین که به مردم وعده صلح داده بود، متصرفات وسیعی را به متحدین واگذار کرد و در مقابل با آنها قرارداد صلح بست و سربازان روسی را از جبهههای جنگ خارج کرد. با این وجود، صلح واقعی نصیب مردم روسیه نشد و دیری نپایید که آنها درگیر جنگ داخلی شدند. دولت کمونیستی روسیه بعد از سرکوب مخالفان داخلی و برقراری اتحاد، تاسیس کشور «اتحاد جماهیر شوروی» را اعلام کرد. کشور جدید از اتحاد روسیه و مناطق متعلق به امپراتوری روسیه بهوجود آمد.
پایان جنگ
آمریکا تا سال 1917م مستقیماً وارد جنگ نشد. با اعلان جنگ توسط کنگره آمریکا، تمام نیرو، امکانات و سرمایه آمریکاییها برای غلبه بر آلمان و نیروهای متحدین به کارگرفته شد. پس از چهار سال و اندی (نوامبر 1918م/ پاییز 1297ش) میلیونها نفر کشته، زخمی، مفقود و آواره شدند و بازماندگان در معرض فقر، بیکاری، بیماری، افسردگی و ناامیدی مفرط قرار گرفتند.
غنائم جنگ میان فاتحان تقسیم شد و تمدن غرب مدرن، به آشکارترین شکل، باطن خود را نمایش داد. جنگ جهانی اول از همان آغاز، پایان بود، پایانی برای غرب و بلندپروازیهای انسان مدرن.
آثار و پیامدهای جنگ
پیمان صلح ورسای؛ پس از خاتمهٔ جنگ، نمایندگانی از کشورهای مختلف، از جمله دولتهای پیروز و شکستخورده در جنگ، با هدف عقد قرارداد صلح در کاخ ورسای پاریس گرد هم آمدند. پس از ماهها مذاکره، پیمان نهایی صلح، که شامل چندین قرارداد جداگانه بود، با کشورهای مغلوب به امضا رسید. در این میان، پیمانی که با آلمان بسته شده اهمیت بیشتری داشت. براساس این پیمان، مستعمرات آلمان میان متفقین تقسیم شد و بخشهایی از خاک این کشور به فرانسه و لهستان واگذار گردید. بهعلاوه، آلمانیها ملزم به پرداخت غرامت به دولتهای متفق و محدود نگه داشتن توان نظامی خود شدند.
فروپاشی عثمانی و تغییر نقشه سیاسی در غرب آسیا (خاورمیانه)
با شروع جنگ جهانی اول، دولت عثمانی به متحدین پیوست و هر چند در ابتدا توانست موفقیتهایی بهدست آورد ولی در نهایت توسط نیروهای متفقین اشغال شد. این در حالی بود که به دنبال انقلاب در روسیه، این کشور از جبهه جنگ خارج شده بود و فرصت مناسبی برای انگلستان و فرانسه برای تقسیم سرزمین عثمانی میان یکدیگر فراهم شد. این دو کشور قبل از پایان جنگ قرادادی بین خود به امضا رساندند که به موجب آن با پایان جنگ، امپراتوری عثمانی فروپاشید و کشورهای کنونی ترکیه، عراق، سوریه، اردن، فلسطین، لبنان و عربستان شکل گرفتند. انگلستان سرپرستی عراق، اردن و فلسطین را بر عهده گرفت و لبنان و سوریه تحت سرپرستی فرانسه درآمدند. در مذاکرات ورسای، انگلستان و فرانسه این قرارداد پنهانی را علنی نمودند و در توافقات نهایی گنجاندند.
بنابراین، با جنگ جهانی اول تغییرات شگرفی در دنیا ایجاد شد. دولتهای بزرگی چون روسیه تزاری و امپراتوری هابسبورگ و عثمانی فروپاشید و به جای آنان اتحاد جماهیر شوروی و جمهوری اتریش و جمهوریهای متعدد اروپای شرقی و ترکیه و دولتهای نوین عربی در غرب آسیا (خاورمیانه) پدید آمدند و هندسه سیاسی بخشهای بزرگی از دنیا تغییر کرده و صورت تازهای گرفت.
فعّالیت 4 (صفحهٔ 86 کتاب درسی)
بررسی و مقایسهٔ نقشههای تاریخی
با مقایسهٔ نقشهٔ سیاسی اروپا و غرب آسیا (خاورمیانه) پیش از قرارداد ورسای و پس از آن، چند مورد از تغییرات مرزهای سیاسی را فهرست کنید.
پیش از قرارداد ورسای کشورهای آلمان، اتریش - مجارستان و عثمانی تجزیه نشده بودند و هرکدام به صورت کشوری بزرگ همراه با مستعمرههایی در اروپا حضور داشتند. اما در جنگ جهانی اول این کشورها شکست خوردند و سپس تجزیه شدند. بخشهایی از سرزمین آلمان به نام آلزاس و لرن جدا گردیدند و به فرانسه تعلق گرفتند. قسمتهای دیگری نیز به بلژیک و لهستان داده شد. امپراتوری عثمانی و اتریش - مجارستان تجزیه شدند و هر کدام به صورت سه کشور مجزا درآمدند. کشورهای کوچک اروپای شرقی شکل گرفتند. از تجزیهٔ امپراتوری عثمانی کشورهای ترکیه و کشورهای عربی سوریه، لبنان، عراق، اردن، و فلسطین به وجود آمدند.
تشکیل جامعۀ ملل؛ «جامعهٔ ملل» شکل اولیه «سازمان ملل» است. پس از جنگ جهانی اول، با طراحی فاتحان جنگ، تشکّلی با عضویت چهل کشور در ژنو سوئیس تأسیس شد تا سلطه قدرتهای مستکبر بر دنیا که آن را «صلح و امنیت جهانی» مینامیدند، در معرض تهدید قرار نگیرد و رقبای بالقوه و بالفعل آنها توان و مجال قدرت یافتن نداشته باشند. با این حال؛ تشکیل جامعه ملل نتوانست جلوی درگیری و زیاده خواهی قدرتهای مستکبر را بگیرد و مانع جنگ جهانی دوم شود.
تلفات و خسارتهای انسانی و اقتصادی؛ جنگ جهانی اول تلفات و مصائب جانی، جسمی و روحی فراوانی به بار آورد و باعث ویرانی منابع و مراکز اقتصادی، تولیدی و مالی اروپا و دیگر مناطق جهان شد. بر اساس آمار رسمی، بیش از 9 میلیون نظامی در این جنگ کشته و دهها میلیون نظامی مجروح، اسیر و مفقود شدند. به علاوه، میلیونها غیرنظامی در سرتاسر جهان، بر اثر عملیات جنگی یا اتفاقات ناشی از جنگ مانند کمبود مواد غذایی و شیوع بیماریهای همهگیر کشته، مجروح، بیمار و یا آواره شدند.
فعّالیت 5 (صفحهٔ 87 کتاب درسی)
تحلیل و قضاوت تاریخی
متن زیر را بخوانید و برداشت خود را از آن در کلاس بیان کنید.
«جنگ بر فیلسوفان و هنرمندان عمیقاً تأثیر گذاشت. از آغاز [عصر] روشناندیشی، به نظر میرسید پیشرفت فنی و عدالت سیاسی، دگرگونی مثبتی به بار میآورد. فرهنگ اروپا و ایالات متحده … از فرهنگهای دیگر برتر مینمود. با این حال، مردم این فرهنگها در خشنترین و مرگبارترین جنگ تاریخ شرکت کرده بودند. قدرت فنی [تکنولوژی]، کشتن مردم را کارآمدتر ساخته بود. قدرت ویرانگر هواپیماها، تانکها و زیردریاییها که در جنگ توسعه یافت و به کار رفت، ارزش پیشرفت فنی جهان را از دیدگاه عدهای از مردم با تردید روبهرو ساخت (دان، تاریخ تمدن و فرهنگ جهان، ج 4، ص 98).
پیشرفتهای فنی جهان به عنوان وسیله و بازار قدرت و سلطهٔ سیاسی، اقتصادی و نظامی دولتها درآمد و به جای ایجاد آرامش و صلح و دوستی، نابودی، کشتار و ویرانی به بازار آورد، از این رو پیشرفتهای فنی به تنهایی نمیتوانست ضامن عدالت و سعادت بشر واقع شود و لازم بود در نگرش جهانیان بازنگری صورت گیرد.
ایران در جنگ جهانی اول
همزمان با آغاز جنگ بینالملل اول، ایران وضعی آشفته داشت و حکومت مشروطه به دلیل اختلافهای سیاسی داخلی، ضعف تشکیلات اداری و نظامی، مشکلات اقتصادی و دخالتهای فزایندهٔ خارجی، قادر به سروسامان دادن به امور و برقراری نظم و امنیت نبود.
اشغال نظامی ایران
دولت ایران پس از شروع جنگ جهانی اول، اعلام بیطرفی کرد اما کشورهای درگیر در جنگ، به خصوص انگلستان و روسیه، به بهانههای مختلفی آن را نقض کردند. در اوایل جنگ، مأموران و جاسوسان آلمانی در مناطق مختلف ایران به اقداماتی بر ضد دولتهای اتفاق مثلث دست زدند. انگلستان و روسیه نیز همین موضوع را بهانهٔ لشکرکشی به ایران قرار دادند.
فعّالیت 6 (صفحهٔ 87 کتاب درسی)
فکر کنیم و پاسخ دهیم
به نظر شما، علت گرایش افکار عمومی ایرانیان به آلمان و دولتهای متحد آن در جنگ جهانی اول چه بود؟
ایرانیان درصدد بودند تا با کمک دولتهای متحد به خصوص آلمان و عثمانی بتوانند سلطهٔ استعماری دولتهای روسیه و انگلستان در ایران را رفع کنند و به استقلال دست یابند. دو دولت روسیه و انگلستان در عهد قاجار علاوه بر تحمیل شکستهای نظامی بر ایران و تصرف سرزمینهایی از ایران، امتیازات اقتصادی زیادی از ایران گرفته بودند و در قرارداد 1907 کشور ایران را به مناطق نفوذی خود تبدیل کرده بودند. از این رو ایرانیان برای دفع دخالتهای آنها به سمت رقبای آنها یعنی آلمان و عثمانی گرایش داشتند.
انگلستان گروهی از افسران انگلیسی و مزدوران هندی را به ایران فرستاد و در بخشهای جنوبی میهن ما، نیروی پلیس جنوب را تشکیل داد. نظامیان روسی نیز، بخش وسیعی از نیمهٔ شمالی کشورمان را که بر اساس معاهده 1907 منطقهٔ تحت نفوذ روسیه شناخته میشد، اشغال کردند. این دو دولت اشغالگر سپس در قرارداد 1915 ایران را به دو قسمت تقسیم کردند؛ نیمهٔ شمالی متعلق به روسیه و نیمهٔ جنوبی سهم انگلستان شد. با شروع جنگ بزرگ، ارتش عثمانی نیز مناطقی از غرب کشور ما را اشغال کرد و با نیروهای اتفاق مثلث درگیرشد.
با نزدیک شدن ارتش روسیه به تهران، شماری از ملّیون، شامل برخی از نمایندگان مجلس شورای ملی، وزیران و شخصیتهای مذهبی، به کرمانشاه مهاجرت نمودند و دولت موقت ملی را در آن شهر تأسیس کردند اما به دنبال شکست سپاه عثمانی از نیروهای اتفاق مثلث، دولت موقت فروپاشید و اعضای آن پراکنده شدند.
مقاومت ایرانیان در برابر اشغالگران
اگر چه حکومت قاجار ارادهٔ محکم و توان کافی برای رویارویی با نیروهای اشغالگر نداشت، اما مردم و به خصوص عشایر در قسمتهای مختلف ایران مانند فارس، بوشهر و خوزستان، تحت تأثیر فتوای مراجع تقلید در برابر متجاوزان ایستادند و از استقلال وطن خویش تا سرحد جان دفاع کردند. دلاورمردان تنگستانی، دشتستانی و دشتی به فرماندهی رئیسعلی دلواری و مردم کازرون به رهبری ناصر دیوان کازرونی با شجاعت و شهامت با نیروهای انگلیسی نبرد کردند و ضربههای سنگینی به آنان وارد آوردند. عشایر عرب خوزستان نیز در «نبرد جهاد» غیورانه با قوای بیگانه جنگیدند.
آثار و نتایج جنگ
جنگ جهانی اول برای کشور ایران، که دولت و مردمش هیچ نقش و دخالتی در شروع و ادامهٔ آن نداشتند، فاجعهآمیز و ویرانکننده بود. این جنگ موجب قحطی بزرگی شد که در نتیجهٔ آن عده بسیار زیادی از هم وطنان ما به سبب گرسنگی، سوء تغذیه و بیماریهای ناشی از آن بهطرز دلخراشی جان دادند. به دلیل ضعف آمار و آمارگیری، نمیتوان میزان تلفات انسانی کشور ما در جنگ جهانی اول را به شکل دقیق برآورد کرد، اما گزارش برخی از نویسندگان حکایت از آن دارد که جمعیت ایران پس از خاتمهٔ جنگ نسبت به ابتدای آن به شکل فجیع و دردناکی کاهش یافته بود. یکی از اصلیترین مقدمات بروز این قحطی فراگیر، سیاستها و اقدامات انگلستان در ایران بود. گزارشهای مقامات انگلیسیِ مستقر در ایران اشاره میکند که خرید، جمعآوری و دپوی گسترده غلّه ایران برای تأمین نیروهای متفقین در جریان جنگ، از عوامل اصلی کمبود آن در ایران است. اگر ارزاق ایران، بینالنهرین و هند به خطوط جنگ نمیرسید، چه بسا معادله پیروزی و شکست در جنگ جهانی اول دگرگون میشد.
جنگ جهانی اول و اشغال ایران، علاوه بر ویرانی اقتصادی و تلفات گستردهٔ انسانی، موجب تزلزل و بیثباتی دولت مرکزی، تعطیلی مجلس شورای ملی و تضعیف بیشتر نظام مشروطه نیز شد.
فعّالیت 7 (صفحهٔ 89 کتاب درسی)
بررسی شواهد و مدارک
یحیی دولتآبادی، یکی از رجال سیاسی عصر مشروطه، دربارهٔ وضعیت روستاهای میان تبریز و زنجان در دوران پس از جنگ بینالملل اول میگوید: «دهات بیسکنهٔ عرض راه، لاشهٔ بسیار حیوانات بارکش که به واسطهٔ قحطی سال پیش و ناامنی و غیره در هر چند قدم در اطراف و بلکه در میان راه دیده میشود، قبرستانهای تازه احداث شده در نزدیک دهات و قصبات به ضمیمهٔ احوال پریشان [و] رقتانگیز زن و مرد و بزرگ و کوچک مردم ستم دیده، اگر گاهی در دهات دیده شوند که تازه میخواهند سروسامانی بگیرند، حقیقتاً تأثرآور است.
آری در راه تبریز و زنجان، دهاتی دیده میشود که نعش اموات در اتاقهای ویرانهٔ آنها مانده است و خوراک جانوران شده و اگر نظر عمومی به نقاط مختلف مملکت انداخته شود، دیده میشود که همه جای مملکت بیطرف ما در سایة جنگ اروپا و بیلیاقتی حکومت خود بهصورت راه تبریز در آمد است» (حیات یحیی، ج 4 ص 89).
1- چه ارتباطی میان محتوای این متن با مطالبی که در همین صفحهٔ کتاب درسی تحت عنوان «آثار و نتایج جنگ» بیان شده است، وجود دارد؟
2- فیلم یتیم خانه ایران را که به برخی از حوادث اشغال ایران در جنگ جهانی اول و پیامدهای آن پرداخته است، ببینید و درباره آن گفتوگو کنید.
قرارداد 1919
به دنبال پیروزی انقلاب روسیه (نوامبر 1917/ پاییز 1296) دولت بلشویکی این کشور نیروهایش را از ایران فراخواند. انگلستان با تقویت واحدهای نظامی خود، علاوه بر نواحی جنوبی، مناطقی از نیمهٔ شمالی ایران را نیز اشغال کرد. در آن زمان، حکومت ایران در نهایت ضعف و انحطاط سیاسی و اقتصادی بود و دولت مرکزی توان اعمال حاکمیت در بسیاری از مناطق کشور را نداشت. برخی از سران ایلات و حاکمان محلی نافرمانی میکردند و شورشهایی در گوشه و کنار مملکت در حال شکلگیری بود. از نظر اقتصادی نیز دولت در تنگنای شدیدی قرار داشت و برای تأمین بخش عمدهای از مخارج روزمرهٔ خود، به دریافت پول از انگلستان نیاز داشت.
در چنین شرایطی و در حالی که روسها سرگرم جنگ داخلی بودند، انگلیسیها فرصت را برای تحکیم نفوذ و سلطهٔ پایدار خود و تأمین منافع درازمدتشان در ایران مغتنم شمردند و قرارداد 1919 را با دولت وثوقالدوله (1297 - 1299ش) منعقد کردند.
به موجب قرارداد 1919، ادارهٔ امور دارایی و برخی دیگر از ادارات و وزارتخانههای ایران در اختیار انگلستان قرار میگرفت؛ همچنین مسئولیت تجدید سازمان و ایجاد ارتش یکپارچهٔ ایران و تأمین اسلحه و تدارکات آن نیز به افسران انگلیسی داده میشد. در عوض، انگلستان متعهد میشد که وامی در اختیار دولت ایران قرار دهد تا تحت نظارت کارشناسان انگلیسی هزینه شود. برخی مفاد این قرارداد پیش از آنکه به تصویب مجلس شورای ملی برسد، به اجرا گذاشته شد.
قرارداد 1919 با مخالفت گسترده و شدید شخصیتهای ملی، سیاسی و مذهبی، گروهها و احزاب گوناگون در سرتاسر کشور روبهرو شد. مخالفان با برگزاری نشستها، ایراد سخنرانی و نشر اعلامیه و شبنامه مخالفت خود را با این قرارداد نشان دادند. آیتالله سید حسن مدرس یکی از جدیترین این مخالفان بود. دولت وثوقالدوله علاوه بر دفاع از قرارداد در مجامع سیاسی و نشریات، مخالفان را سرکوب و تعدادی از آنان را زندانی و تبعید کرد. با این حال، اعتراض به قرارداد 1919 و مخالفت با آن ادامه یافت و یکی از علل مهم سقوط دولت وثوقالدوله بود.
فعّالیت 8 (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
بررسی شواهد و قضاوت
با بررسی متن کامل قرارداد 1919، که دبیر در اختیار شما قرار میدهد، دربارۀ دیدگاه مخالفان و موافقان قرارداد قضاوت کنید.
مخالفان: قرارداد استقلال کشور را از بین میبرد و ایران را تحتالحمایۀ انگلستان قرار میدهد.
موافقان (عاقدان): تنها راه نجات کشور، همکاری نزدیک با انگلستان است و قرارداد موجب حفظ تمامیت ارضی ایران میشود.
مخالفان به درستی ضررهای قرداد 1919 را بر سرنوشت کشور تشخیص داده بودند.
موافقان این قرارداد که برای بستن این قرار داد حاضر به دریافت رشوه شدند، یا افرادی وابسته به بیگانه و ناتوان در ادارهٔ امور کشور و یا شرایط نابسامان کشور آنها را به فکر جلب حمایت انگلیسیها برای حل مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور انداخت.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 91 کتاب درسی)
1- انقلاب صنعتی چه تأثیری در گسترش سیاستهای استعماری داشت؟
پس از وقوع انقلاب صنعتی کشورهای اروپایی به دلیل نیاز به مواد اولیه، نیروی کار ارزان، بازار فروش محصولات و سرمایهٔ مادی فراوان به استعمار دیگر کشورها روی آوردند. همچنین ساخت سلاحهای آتشین مانند تفنگ، توپ و کشتیهای جنگی به گسترش سیاستهای استعماری کمک فراوانی کرد.
2- جنبشهای ملیگرایی در اروپای مرکزی چه تأثیری در بروز جنگ جهانی اول داشت؟
مردمان و گروههای قومی را که تاریخ، فرهنگ و زبان مشترکی داشتند، برانگیخت تا با هم یکی شوند و زیر پرچم حکومتی یکپارچه و مستقل و ملی قرار گیرند. مانند ایتالیاییها، آلمانیها، لهستانیها، صربها، مجارها و ... . در منطقهٔ بالکان کشورهای روسیه، اتریش و عثمانی مداخله کردند. ملتهای این منطقه ابتدا از زیر سلطهٔ عثمانیها بیرون آمدند، سپس مسائل این منقطه محل درگیری روسیه و اتریش گردید.
3- اتحاد و اتفاق سهگانه چرا شکل گرفت؟
ابتدا کشور آلمان برای مقابله با تهدیدات فرانسه و پیشبرد سیاستهای توسعهطلبانه خود در اروپا و فراسوی دریاها با کشورهای اتریش و ایتالیا اتحاد سهگانه بست و در مقابل دولت فرانسه برای خروج از انزوای سیاسی و پایان دادن به برتری جویی آلمان با انگلستان و روسیه پیمان اتفاق سهگانه را منعقد کرد.
4- تحلیل و قضاوت شما دربارۀ مهمترین علت بروز جنگ جهانی اول چیست؟
پیشرفتهای صنعتی، فنی و نظامی اروپاییان باعث رقابت و توسعهطلبی آنها و تلاش برای کسب مستعمرات بیشتر گردید. این رقابتها در خود اروپا از جمله منطقهٔ بالکان، آفریقا، منطقهٔ خاورمیانه که بیشتر در اختیار عثمانیها بود و دیگر نقاط جهان نمود یافت.
5- با استفاده از قوهٔ تخیل خود، آنچه را در دوران جنگ جهانی اول بر پیشینیان ما گذشته است در چند سطر بیان کنید.
- کشتار عدهٔ زیادی از مردم ایران در زمان جنگ و درگیریهای نظامی
- بروز قحطیهای گسترده در نقاط مختلف ایران و جان باختن مردم
- ایجاد شرایط جنگی و ناامنی در کشور و رواج راهزنی
- اختلال در کارهای کشاورزی، بازرگانی و حمل و نقل
- شورش و آشوپ در نقاطی از کشور